به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، در نخستین روز اردوی «مثل خمینی»، حجتالاسلام والمسلمین صدیقی در جمع شرکتکنندگان این اردو، با اشاره به انگیزه آنان برای حضور در این برنامه، گفت: شما پاکدلان یقیناً با این انگیزه آمدهاید که امام زمان(عج) را یاری کنید؛ چراکه ایشان تنها هستند و همین تنهایی نیز از عوامل غیبت است.
وی با بیان اینکه یاری حضرت ولیعصر(عج) نیازمند تحقق برخی الزامات معنوی است، نخستین مسئله را محبت خداوند دانست و اظهار کرد: یکی از راههای سنجش این محبت، بررسی میزان صداقت انسان است؛ چراکه خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الصَّادِقِینَ» و همچنین «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ». بنابراین باید دید انسان تا چه اندازه با خدا، با خودش و با مردم صادق است.
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی با اشاره به نقل یکی از اولیای الهی درباره راه دیدار امام زمان(عج) گفت: به فردی که درخواست دستورالعملی برای دیدار حضرت کرده بود، توصیه شده بود یک چله، بعد از نماز صبح، ۱۱۰ مرتبه این دعا را بخواند: «رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا.»
وی در ادامه، یکی بودن ظاهر و باطن را از جلوههای مهم صداقت دانست و با اشاره به سیره امام خمینی(ره) گفت: امام در دوران طلبگی، زندگی شخصی، مبارزه با طاغوت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دچار تغییر درونی نشد. همان سادگی و بیرغبتی به دنیا در همه مراحل زندگی ایشان وجود داشت.
وی با اشاره به شخصیت مرحوم آیتالله بهجت که طالب مرجعیت نبودند، گفت: در ماجرای مرحوم سیدحسن صدر، وقتی از ایشان پرسیده شد آیا برای مرجعیت به شما نیز دستوری رسیده است، پاسخ داده بودند: «لا أقول نعم ولا أقول لا.»
حجت الاسلام و المسلمین صدیقی افزود: آیتالله بهجت حتی پس از مرجعیت نیز همان انسان سابق باقی ماند و ریاست و موقعیت اجتماعی چیزی در او تغییر نداد.
وی با اشاره به خاطرات خود از رهبر شهید انقلاب نیز اظهار کرد: در سه دورهای که توفیق منبری فاطمیه و عاشورای ایشان را داشتهام، آنچه دیدهام این بوده که درون ایشان حتی از ظاهر ساده زندگیشان نیز سادهتر بود.
وی درباره رهبر انقلاب نیز گفت: «خدا میداند که سر سوزنی گرایش به دنیا ندارند.» سپس با نقل خاطرهای درباره استفاده ایشان از لباسهای قدیمی، تأکید کرد: شخصیتهای الهی، بر ریاست سوار میشوند و ریاست بر آنان سوار نمیشود؛ همان نکتهای که آیتالله دستغیب نیز درباره دوران ریاستجمهوری رهبر انقلاب بیان کرده بود.
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی در ادامه برای تبیین این روحیه، به نمونههایی از علمای اخلاق اشاره کرد و اظهار داشت: مرحوم شیخ عباس قمی که در اوج استقبال مردم از منبرش، با دیدن آیتالله حاج شیخ عباس تربتی، منبر را رها کرد تا از سخنان او استفاده کند. همچنین حاج اسماعیل دولابی وقتی مقدمات سفر حج ایشان فراهم شد اما در فرودگاه به او اطلاع دادند که امکان سفر وجود ندارد، هیچ ناراحتی قابل توجهی در او دیده نشد. حتی شهادت فرزندش نیز تغییری در روحیه او ایجاد نکرد.
وی با بیان اینکه «خدا دلدار همه است اما سایر امور آفل هستند»، سخنان خود را به بحث شناخت و خودسازی رساند و با اشاره به آیتالله بهجت و علامه طباطبایی، آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» را مورد توجه قرار داد.
حجت الاسلام والمسلمین صدیقی این آیه را دارای چهار پیام دانست و نخستین پیام آن را خودشناسی عنوان کرد: انسان باید بداند کیست و حقیقت او چیست و آیا تمام حقیقت انسان همین جسم است یا نه. به گفته وی، تا زمانی که انسان خودش را نشناسد، نمیتواند ظرفیتها و تواناییهای واقعی خود را بشناسد.
وی دومین مرحله را فراتر از شناخت ذهنی دانست و گفت: صرف مطالعه کتابهای فلسفی، عرفانی و معقول کافی نیست؛ انسان باید خودش را «پیدا» کند، نه اینکه فقط درباره خودش اطلاعات ذهنی داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی در همین زمینه،با نقل مطلبی از آیتالله بهجت درباره لحظات ارتحال امام خمینی(ره) گفت: آیتالله بهجت فرموده بودند امام( ره) را در سنین مختلف دیده و تصاویر زیادی از ایشان مشاهده کردهاند، اما چهره امام هنگام ارتحال با هیچیک قابل مقایسه نبوده است؛ چهرهای بسیار زیبا، شاداب و متبسم. سپس علت آن را چنین بیان کرده بودند: «چرا چنین نباشد کسی که در تمام عمر حتی یک کار برای غیرخدا نکرد.»
وی همچنین با نقل خاطرهای درباره قائد شهید گفت: آیتالله بهجت از ایشان نقل کرده بودند که در دوران طاغوت، وقتی احوالشان را پرسیدند، ایشان گفته بودند: «وقتی من را شکنجه میدادند، خدا را دیدم.» ایشان افزود: آیتالله بهجت گفته بودند «من باطنش را دیدم و او را صادق یافتم» و تأکید کرده بودند که کسی که یک بار خدا را دیده باشد، دیگر خدا از او محجوب نمیشود.
وی با اشاره به شخصیت معنوی رهبر شهید انقلاب گفت: «شهود ایشان قبل از شهادت بود»؛ یعنی ارتباط با خدا برای آنان صرفاً یک بحث ذهنی، فلسفی یا کلامی نبود، بلکه در متن زندگیشان حضور داشت. به همین دلیل، هم امام خمینی(ره) و هم رهبر شهید انقلاب از چیزی جز خدا نمیترسیدند.
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی مرحله سوم را خودسازی و همراهی با صالحان دانست و با اشاره به روایت «الرفیق ثم الطریق» و آیه «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» گفت: انسان برای پیمودن مسیر معنوی نیازمند همراهی با انسانهای صالح است.
وی با اشاره به اینکه رهبر شهید انقلاب نسبت به تربیت فرزندان خود نیز حساس بوده است، گفت: وقتی به ایشان گفته بودند علمای بزرگی را دیدهایم که خودشان صالح بودند اما فرزندانشان دچار خطا شدند، ایشان پاسخ داده بودند: «من مواظب بچههایم نیز بودهام.» بنابراین میتوان از نسلی سخن گفت که «صالح بعد صالح» باشد.
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی در پایان تأکید کرد: حتی پس از خودسازی نیز کار انسان تمام نمیشود؛ چراکه شیطان تا لحظه مرگ دست از انسان نمیکشد. از اینرو، انسان باید تا آخرین لحظه زندگی مراقبه داشته باشد و از غفلت دوری کند.











نظر شما